مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
گره زدهست خودش را به زلف حیدر، شب که با جمال علی روشن است دیگر شب و ردّ شمس برای امیر چـیزی نیست که صبح میشود از یک نگاه قنبر، شب به سمت قلعه چنان حمله برد صاعقهوار که روز، گشت به چشم یلان خیبر شب میان این همه حاکم، به جز علی چه کسی به خانهٔ فقرا سرکشی کـند در شب؟! نسـیـم میگـذرد از عـبـای او آرام... و از شمیم عـلی میشود معطر، شب تمام دلخوشی مستـمـند این شده است سـرِ قـرار بـبـیـنـد امـام را هـر شـب و از تبار عـلی میرسد کسی از راه که از طلوع نگاهش رسد به آخر، شب |